Home

امیدم فقط هفتمی بود
کله زندگیم قمار روی هفتمی بود
گفت بکش تیر هفت میرسه
هی کشیدم هی کشیدم
… نوبتش رسید ولی

هفت تیر /گلوله/ من
شلیک پشت سره هم
پله پله شدم هریس
روحو از درون می کشت جسمو مریض
۶ تا تیر با حس عجیب
که بود با خواسته هام ضد و نقیض
گفتم حواسم هست به خودم
ولی هی می کشیدم هی بازم بریز

تیر اول تو دستم بود
که جفت ریه هام ازش خستم بود
ولی بد سم بود فکرمو باز
بسته میکرد پلکمو زود
می کشیدم سرم میزدش سوت
که پاس بده گلو بعد محکم شوت
دود میاورد رفیقای توپ
سره همون دود میزد بخابی تو جوب

تیر دوم توی حلقم بود
ی بطری شراب با حاله شنگول
چند تا پیک زدم سرم اتوبان شد
ی بی کله نشت پشت فرمون
نشنیده بودم تا الان بوش
الان میریزه تو لیوانم سِک برو روش
حاله من خوش سلامتی هفت تیر و خون
که تو مستی گذاش رو خرخرمون
سر هر پیک داشمی عشقی
بمونی برامون نمیری مشتی
ذات خراب با عرق و دود
حتی بدتر از صدتا دشمن بود
چشارو بستیم دادیم پاییم کرکرمون
کله پر شیکم خالی لنگه ی نون
سومین تیر به سرمون خورد
کوک پاشید بیرون جای لخته خون

پودر سفید که فوت شد توم
سیاه سفید بود هرچی میدیدم
انگار زمان میگذشت از مبدا کند
خنده الکی حرفام تند
سِر زبونمو حرفام قفل
پودرا به خط مغزم خون

که بکش تو بریم سره تیر چارم
خلاص
نه نمی کشه این بدن انگار
من بالا از مغزم هی انکار
بچسبون اینو سقف دهن وای
بذار زیره لب تر شه فقط
توهم بزنیم خب کم شده درد
مثلا خوبیم حال میده نه
نه تازه رفته تو رگ
بریم تو سرم وایسا در بزنم
تیر می کشید با هر تیر قلب و سرم
ولی بازم می خوام چون فیض می برم
می بینم پای عرق هی پیک میزنن
رفیقایی که همدیگرو با سنگ میزدن
حالا سلامتی میزنن کیف می برن
ال اس دی توی دهنم چسب
سفید و سیاه شد یهو سبز بنفش
اینبار جای دود بود ی تیکه ورق
که لول شد گذاشت سر ی هدف

واسه تیر پنجم شلیک شد
دونه دونه موادا هی تیک خورد
سره این یکی دیگه دلم هی چین خورد
نزدیکام هی دور شدن
اون شیشه بود ولی خب من خورد شدم
مفعود شدم تو کلی سرنگ

نمی کشم دیگه خسته شدم
به گل سیگار خودمو بسته بودم
تو سرم فقط مستی می چرخید
ترک کردم رفتم سمت خودم
عرقارو شستم دوییدم
گلارو آب دادم دیدم هنوز همینم
اومدم که به خودم بیام
رفیقم گفت بکش من شل شدم

شلیک شد
تیر شیش سن زیره ۲۰
رزومه کاری فول خط خطی
گیره ۱۰ تومن بودیم جنس بگیریم
جلو اومد ،گفت ترکی حله داش
سیگاری نابی بزن خوبه باهاش
نه عوارض داره نه اعتیاد داداش
منه احمقم نشست باهاش دوباره از گل شروع تا کریستالاش
سیگارو داد دستم
پوک زدم دیدم باز خستم
چیشد یهو باز مستم
چشام بسته تو پاسگا نشستم
امضا بزن بگو رسما
نمی کشم دیگه ریرو بستم
جنس نبود تیره شیشم اصلا
آقای قاضی
اونی بود که داد دستم

هفت تیرو کجا پس بدم
نمیخوامش دیگه باس برم
هفتمی رسید قصه تموم
دیگه می خوام بشینم پای صدای اذون
شلیک کن
بابا چی گفتی

چی می خوای ازم
چی بشم واست
با کی نگردم
هیچ گهی نشدم ولی ی چی کشیدم ته ریه هام واست
شلیک کن دیگه

مامان می بینی منو
حالم خوبه
خرابش کن با آخرین تیر
این دیواری که بینمونه

می خوام برگردم دیگه نبند درو
الان گل و سیگاره که هی میچاقه منو
عرق و مشروب می کنه مزه منو
توعم شلیک کن تیره لامصبو

نشد نه شلیک نشد
این دیوار بزرگ تر شد
تیره هفتم وعده بود
واسه خودم که چرا پیگیر نشد
که توی هفت تیر جای ۶ تا تیر بود
کی میگیره اینو گردنش
که واسه ی ساعت خوشی
هی می کنم سرزنش
که بکشم یا نه

حالا ریشه بدم یا بچاقم گلو
که بره حرفارو یادم

Design a site like this with WordPress.com
Get started